محبت مادری✍میگویند در بین بادیه نشنی های قدیم مردی بود که مادرش دچار الزایمر و نسیان بودو میخواست در طول روز پسرش کنارش باشد
و اين امر مرد را ازار ميدادفكر ميكرد در چشم مردم کوچک شدههنگامی که موعد کوچ رسید مرد به همسرش گفت مادرم را نیاور بگذار اینجا بماند و مقداری غذا هم برایش بگذار تا اینجا بماند و از شرش راحت شوم تا بمیرد. همسرش گفتباشه انچه میگویی انجام میدهم!همه اماده کوچ شدند زن هم مادر شوهرش را گذاشتو مقداری اب و غذا در کنارش قرار داد و کودک یک ساله ی خود را هم پیش زن گذاشت و رفتند.آنها ف
برچسب:
نویسنده: کاوه اسدیپور